فصل ۱۵

شما، شرکت سهامی

این فصل پوشش می‌دهد

خودویرانگری/ایمپاستر

یکی از افتخارها و پاداش‌های بزرگ نقشی که در آن هستید، کمک به دیگران برای رسیدن به موفقیت و رشد در مسیر حرفه‌ای‌شان است. ساختن، پرورش دادن و منتورینگ تیم‌ها برای انجام کارهای بزرگ چیزی است که لبخند بزرگی روی صورت من می‌آورد. شما به‌تنهایی فقط تا حدی می‌توانید کار انجام دهید؛ دو دست و ۲۴ ساعت در هر روز محدودیت‌هایی هستند که همه ما باید با آن‌ها کنار بیاییم.

اما در حالی که همه این تیم‌سازی عالی را انجام می‌دهید، چه کسی مراقب شماست؟ چه کسی شما را روی چیزی که از زندگی حرفه‌ای خود می‌خواهید متمرکز نگه می‌دارد؟

در این فصل چند چیز را مرور می‌کنیم که امیدوارم کمک کند خوشحال و متمرکز بمانید. آخرین چیزی که هر کسی می‌خواهد این است که ناگهان بفهمد ۵ یا

۱۰ سال گذشته و شما واقعا به اندازه‌ای که رؤیا داشتید پیش نرفته‌اید. این زمان طولانی به نظر می‌رسد، اما می‌تواند خیلی سریع بگذرد، به‌ویژه اگر سر پایین انداخته‌اید و تغییرات بزرگی ایجاد می‌کنید.

۱۵.۱ بازبینی خودتان

به‌عنوان CTO، تیم خود را از ارزیابی‌های سالانه عبور می‌دهید، یا باید بدهید، پیشرفت را دنبال می‌کنید و مطمئن می‌شوید در مسیر رشد حرفه‌ای، برای شما یا آن‌ها غافلگیری‌ای وجود ندارد. با این حال، بسته به سازمانتان، ممکن است خودتان از ارزیابی سالانه محروم بمانید. می‌توانید این را به چند روش حل کنید.

اول، با CEO خود صحبت کنید و از او بخواهید شما را ارزیابی کند. نوع چیزهایی را که علاقه‌مندید روی آن‌ها کار کنید توضیح دهید و او از جایگاه خود می‌تواند تشخیص دهد آیا به هدف می‌زنید یا نه. حوزه‌ها می‌توانند شامل موارد زیر باشند:

در داخل؟

رشد و فرصت‌های آینده پیش‌بینی‌شده کنار بیاید؟

رئیس مستقیم شما، به احتمال زیاد CEO، می‌خواهد شما موفق شوید، چون موفقیت شما موفقیت اوست. رایج است سازمان‌ها فرایند ارزیابی رسمی داشته باشند اما تیم اجرایی را کنار بگذارند. از این به‌عنوان بهانه استفاده نکنید. به سمت بازخورد بدوید و ساختار کوچکی بسازید تا بتوانید درباره پیشرفت خود ورودی رسمی بگیرید. باید به‌طور منظم با CEO خود درباره همه امور مرتبط با اجرای کسب‌وکار جلسه داشته باشید. یکی از این جلسه‌ها را بردارید، بپرسید چگونه عمل می‌کنید، و مستقیم بپرسید برای موفق‌تر شدن چه کار دیگری می‌توانید بکنید.

این فرصتی برای بازخورد فراهم می‌کند به شکلی که برای هیچ‌یک از طرفین معذب‌کننده نباشد. اگر نقدی وجود ندارد، از CEO خود دعوت کنید برای شما چند هدف تعیین کند، یا حوزه‌هایی را تعریف کند که دوست دارد از شما بیشتر ببیند. همه CEOهای خوب به توسعه تیم اجرایی خود علاقه دارند و بازخوردشان را صریح خواهند گفت. اگر CEO شما چنین نیست، با کمی هل دادن و راهنمایی در مسیر درست کمکش کنید به آنجا برسد.

تشخیص این روی صفحه آسان است، اما دیدنش در زندگی واقعی بسیار سخت‌تر است. این سریال به‌شدت محبوب است چون برای لذت طنزآمیز روی همین فاصله بازی می‌کند و اغلب به خانه می‌زند؛ همه ما در نقطه‌ای از مسیر حرفه‌ای خود یک موقعیت The Office داشته‌ایم.

جهت دیگری که می‌توانید برای بازخورد نگاه کنید، تیم خودتان است. این در ابتدا می‌تواند دشوار باشد، چون زیردستان ممکن است احساس ناراحتی کنند یا اعتمادبه‌نفس یا اطمینان نداشته باشند که بازخوردشان بعدا گریبانشان را نگیرد. این چیزهای زیادی درباره سبک مدیریت شما می‌گوید. اگر افراد احساس کنند نمی‌توانند با شما باز و صادقانه صحبت کنند، همین خودش بازخوردی است که می‌توانید با آن کاری بکنید. نمی‌خواهید با مشت آهنین و از طریق ترس و ارعاب حکومت کنید. می‌خواهید با اعتمادبه‌نفس، شفقت، قاطعیت و انصاف رهبری کنید. اگر لحن شما درست باشد، گزارش‌های مستقیم شما نباید مشکلی در آماده کردن ارزیابی کوچکی داشته باشند که شما بر اساس آن اقدام کنید.

ارزیابی‌ها ترور شخصیت نیستند. برای این هستند که با فهمیدن اینکه رفتارها و ارتباطات فرد چگونه دریافت می‌شود، به او کمک کنند بهتر شود. در ذهن خود، همیشه فرض می‌کنیم روشن و شیوا هستیم. ممکن است نسبت به این واقعیت نابینا باشیم که کمی جزئیات کم داریم؛ جزئیاتی که برای شنونده تفاوت بزرگی ایجاد می‌کند. بازخوردشان را طلب کنید. خواندن برچسب بطری از داخل سخت است. به اطرافیان نیاز دارید تا بازخورد صادقانه بدهند.

فرد دیگری که می‌توانید برای بازخورد به او نگاه کنید خودتان هستید. یک رهبر خوب خودکاوی دارد تا با خودش صادق باشد و بداند چه زمانی چیزی می‌توانست بهتر یا متفاوت انجام شود. بیش از حد به خود سخت نگیرید یا خود را زیاد سرزنش نکنید؛ فقط خودآگاه باشید و بر اساس آن اصلاح کنید.

۱۵.۲ منتور

منتور کسی است که خیر شما را می‌خواهد اما تأثیر مستقیم بر مسیر حرفه‌ای‌تان ندارد. برای نمونه، منتور معمولا رئیس شما نیست. رئیس می‌تواند اثر راهنما داشته باشد و کسی باشد که از او یاد می‌گیرید، اما در خالص‌ترین شکل منتور نیست.

منتور کسی است که می‌توانید به او اعتماد کنید، درباره موضوعاتی که با آن‌ها سروکار دارید از او مشورت بخواهید، و دیدگاه و توصیه بیرونی بیاموزید بدون اینکه منفعت مستقیمی

در نتیجه داشته باشد. منتورها می‌توانند از همه مسیرهای زندگی بیایند، اما کسی هستند که شما را، خوب و بد، می‌شناسند. گاهی منتور حتی لازم نیست بداند در نقش «منتور» به شما خدمت می‌کند؛ بدون عنوان رسمی توصیه و ورودی می‌دهد.

اینجاست که نشانگان ایمپاستر سر زشت خود را بالا می‌آورد و عزت‌نفس و اعتمادبه‌نفس را می‌خورد. نشانگان ایمپاستر چیست؟ همان احساسی است که جایی هستید که نباید باشید؛ جایی که به آن تعلق ندارید. در ترس دائمی زندگی می‌کنید که در نقطه‌ای کشف شوید و از شما بخواهند بروید. یک اشتباه در HR فرد اشتباهی را استخدام کرده و شما به جای او با بداهه‌کاری جلو آمده‌اید.

خبر خوب این است که بیشتر افراد، از جمله چهره‌های مشهور، در نقطه‌ای از مسیر حرفه‌ای خود چنین احساسی دارند. همه ما دوره‌هایی از ناامنی و احساس گیر افتادن در چیزی بزرگ‌تر از توان خود داریم.

وقتی این احساس می‌آید، راز مدیریت آن شناختنش است. دستاوردهایتان و مسیرتان تا اینجا را به خود یادآوری کنید. نفس بکشید. عمیق شوید، و هر مشکل یا چالشی که با آن روبه‌رو هستید، از تجربه‌تان نیرو بگیرید، چون چیزی در درون شما راهنمایی خواهد کرد و دوباره تأیید می‌کند چرا فرد درست، در جای درست، برای حرکت رو به جلو هستید.

به یاد داشته باشید، کمک همیشه در دسترس است. هرگز احساس نکنید جزیره‌ای تنها هستید. ما در یکی از متصل‌ترین زمان‌های تمدن انسانی زندگی می‌کنیم؛ جایی، کسی خواهد توانست کمک کند. یک نکته کوچک این است که رزومه خود را هر شش ماه به‌روز نگه دارید. این مانند دفترچه‌ای بسیار کند عمل می‌کند

که اجازه می‌دهد نقاط عطف بزرگ را فهرست کنید. دو فایده از این کار به دست می‌آید:

در لحظه داغ تردید به خود، ممکن است همه چیزهای خوب را فراموش کنید. رزومه خود را به‌روز نگه دارید و در دسترس داشته باشید. همه بزرگان، و کسانی که به سوی بزرگی می‌روند، لحظه‌های تردید و تأمل دارند. طبیعی است.

۱۵.۴ پایش تغییر

بیایید صادق باشیم: به‌روز ماندن سخت است و تلاش قابل توجهی می‌خواهد. هیچ چیز ثابت نمی‌ماند؛ نسخه‌ها مدام بالا می‌روند، چارچوب‌های تازه سر برمی‌آورند، و اگر این کافی نیست، هر از گاهی جابه‌جایی‌های لرزه‌ای بزرگی را تجربه می‌کنیم که باعث می‌شود احساس کنیم هرچه بیشتر عقب می‌افتیم. نرم‌افزار، سخت‌افزار، شبکه‌ها، سیستم‌عامل‌ها؛ جای تعجب است که کسی اصلا هم‌قدم می‌ماند!

چند تا از جابه‌جایی‌های بزرگ را از آغازشان فعالانه دنبال کردید (جدول ۱۵.۱ را ببینید)، در برابر آن‌هایی که مجبور شدید نگاهشان کنید، و در نهایت کدام‌ها را آن‌قدر کامل از دست دادید که هنوز واقعا نمی‌دانید چه معنایی دارند؟

Web 2.0

ابر

دریاچه‌های داده

هوش مصنوعی، رمزنگاری

جدول ۱۵.۱ جابه‌جایی‌ها در فناوری (ادامه) امضاهای دیجیتال

واقعیت مجازی، دسکتاپ، پیام‌رسانی، رایانش مه، ماکروسرویس‌ها

اینترنت اشیا، اپلیکیشن‌های موبایل، انبار داده، کم‌کد/بی‌کد، یکپارچه

...

3G/4G/5G، بازی، SQL/NoSQL، متن‌باز، API، میکروسرویس‌ها

می‌توانیم ادامه دهیم، و این هنوز پیش از نگاه به زبان‌ها و ویژگی‌های نوظهور و جدید است. برای مثال، Java امروز هیچ شباهتی به Java بیست‌وپنج سال پیش ندارد. سپس همه الگوهای طراحی نوظهور هستند، همان‌طور که راه‌های تازه و بهتر استفاده از فناوری‌ها را پیدا می‌کنیم. اگر ۱۰ سال به عقب فکر کنید، بخش زیادی از فهرست جدول ۱۵.۱ هنوز پروژه‌ای دانشگاهی/تحقیق و توسعه بود که وارد جریان اصلی نشده بود. برخی موارد اکنون آن‌قدر در سازمان مدرن ما ریشه دوانده‌اند که سخت است به یاد بیاوریم پیش‌تر چگونه کنار می‌آمدیم. پس چگونه می‌توانید از همه چیز باخبر بمانید؟

بگذارید همین‌جا و همین حالا استرس شما را کم کنم و پاسخی بدهم: نمی‌توانید. تمام. باید روی حوزه‌هایی تمرکز کنید که با علایق شخصی خودتان و نیز با سازمانتان مرتبط‌اند. دست‌کم سه منبع خبر صنعتی انتخاب کنید که در حوزه شما قرار می‌گیرند. در خبرنامه ایمیلی یا فید آن‌ها ثبت‌نام کنید؛ راهی که اطلاعات به سمت شما بیاید. سپس فقط منتظر بمانید و بگذارید به‌طور طبیعی وارد شود. بخوانید، هضم کنید و ادامه دهید. با گذشت زمان، تم‌های مشترک شروع به ظاهر شدن می‌کنند. وقتی می‌بینید چیزی از منابع مختلف مدام ظاهر می‌شود، می‌خواهید کمی بیشتر به آن توجه کنید. شاید کسی از تیم خود را مأمور کنید کمی بیشتر آن را بررسی کند تا ببیند آیا چیزی است که باید روی آن تمرکز کنید یا نه.

لازم نیست روی لبه خونین فناوری باشید، فقط روی لبه پیشرو باشید. لبه خونین خیلی زود است؛ به آن خونین می‌گویند چون تیز است و اگر اشتباه پیش برود می‌تواند آسیب بزند. نیازی نیست ریسک‌ها و شرط‌بندی‌های غیرضروری روی فناوری‌ای بکنید که شاید در بلندمدت دوام نیاورد.

همچنین می‌توانید مراقب رقبایتان و نحوه موقعیت‌دهی محصولاتشان باشید. شاید آن‌ها مقصر موج‌سواری روی هیاهو باشند؛ توجه کنید چه تعداد راهکار بلاک‌چین تبلیغ می‌شود؟ اما این به شما دلیلی می‌دهد که حوزه‌ای را کمی عمیق‌تر بررسی کنید تا اگر پرسیده شد پاسخی داشته باشید.

منبع عالی دیگری برای روندهای آینده، اگر سازمانتان توان مالی‌اش را دارد، اشتراک خروجی یک شرکت تحلیلگر یا پژوهشی است. Gartner و Forrester دو منبع بسیار محترم‌اند، و احتمالا نمودار بدنام چهارخانه Gartner را از فروشندگان افتخارآمیزی دیده‌اید که توانسته‌اند روی آن ظاهر شوند. نرخ‌هایشان می‌تواند چند هزار دلار در سال باشد، اما بینشی درباره گزارش‌های پژوهشی و مقایسه محصول، و نیز کنفرانس‌های تخفیف‌دار می‌دهد. آن‌ها نبض را در دست دارند تا شما مجبور نباشید.

در نهایت، تیم خود را توانمند و تشویق کنید که مراقب عمودهای مختلف باشد، چه چارچوب باشد چه زبان. از آن‌ها بخواهید پیشنهادی برای زمان پژوهش ارائه کنند تا فرصت را برای سازمانتان بررسی کنند.

هزینه به‌روز نماندن را بپردازید؛ با این حال، می‌توانید بار را تقسیم کنید و بگذارید به‌طور طبیعی بالا بیاید.

۱۵.۵ برنامه‌ریزی جانشینی

در نقطه‌ای، به رفتن فکر خواهید کرد؛ شاید خواسته‌ها یا نیازهایتان تغییر کند یا نقش به چیزی تکامل یافته باشد که دیگر همان رضایت را از آن نمی‌گیرید. دلیل هرچه باشد، کسی باید از شما تحویل بگیرد.

با رشد سازمانتان، کار عملی شما کاهش می‌یابد. وقتی بیشتر روی مدیریت تمرکز می‌کنید، دیگران حوزه‌هایی را که پیش‌تر مستقیم مدیریت می‌کردید برمی‌دارند. این تکامل طبیعی، یعنی چرخش شما بیرون از کارهای روزمره، شکلی از جانشینی است.

سطح بعدی پیدا کردن کسی است که بتواند جای شما وارد موقعیتتان شود. این از جانب شما اعتمادبه‌نفس زیادی می‌خواهد، چون همیشه می‌خواهیم احساس کنیم خاص و مورد نیاز هستیم. آماده کردن، منتورینگ و آموزش فعالانه کسی برای تحویل گرفتن، کار کوچکی نیست و نباید سبک گرفته شود.

برای شروع، احتمالا کنترل زیادی بر اینکه واقعا چه کسی به جای شما استخدام می‌شود ندارید. اگر به شیوه درست بروید، ورودی، راهنمایی و خرد شما پذیرفته و طلب خواهد شد.

کاری که می‌توانید بکنید این است که به فردی که باور دارید می‌تواند موفق شود بهترین فرصت را بدهید تا قدم جلو بگذارد و در نظر گرفته شود. می‌توانید در بازه‌ای چندساله، آهسته، با سرعتی که برای او راحت است، کسی را آماده کنید. حتی لازم نیست از برنامه کلی شما آگاه باشد؛ فقط آن را به‌عنوان چیزی که هست می‌بیند: اعتماد و اطمینان مداوم شما به او، همان‌طور که میدان مسئولیتش را گسترش می‌دهید.

۱۵.۶ موفقیت شغلی

نقش رؤیایی شما چیست؟ چه چیزی صبح شما را از خواب بلند می‌کند و برای شروع کردن هیجان‌زده می‌سازد؟

برنامه‌ریزی شغلی تعیین کردن حقوقی نیست که می‌خواهید در سن مشخصی به آن برسید. برنامه‌ریزی آینده تلاشی متمرکز برای شناسایی خواسته‌ها و آرزوهایتان و ساختن برنامه مناسب برای رسیدن به آن‌هاست. یک چیز قطعی است: نشستن و هیچ کاری نکردن، منتظر زنگ خوردن تلفن ماندن، جواب نمی‌دهد.

به قول لطیفه قدیمی: «خدایا،

چرا من هرگز لاتاری را نمی‌برم؟» و

خدا پاسخ می‌دهد: «نصف راه را بیا و دست‌کم یک بلیت لاتاری بخر!» با هر فرد موفق و متمرکزی گفت‌وگو کنید، به شما می‌گوید همه‌اش بخشی از برنامه اوست. کار سخت، همراه با آمادگی و برنامه‌ریزی، کمک می‌کند نه‌تنها فرصت‌ها را بشناسید، بلکه بر اساس آن‌ها عمل کنید.

این کتاب را می‌خوانید چون یا دنبال قدم گذاشتن به سمت CTO شدن هستید یا اخیرا این نقش را پذیرفته‌اید و کمی بینش می‌خواهید. چرا حالا؟ چه قدم‌هایی

شما را به این مرحله رسانده‌اند؟ برای نقشی که اکنون در آن هستید، موفقیت چه شکلی است؟ دانستن اینکه موفقیت چیست، ارزیابی شادی و رضایت و دنبال کردن پیشرفتتان را آسان‌تر می‌کند. با حرکت زندگی به جلو، تجربه‌های تازه ذخیره می‌شوند و دیدگاه و برنامه نهایی شما بر همین اساس تغییر یا سازگار خواهد شد.

جمع‌بندی

آن‌ها نیاز دارند.

که سر راهتان می‌آیند بهتر فکر کنید.

با نشانگان ایمپاستر بجنگید.

قدم‌هایی بردارید تا حرکت‌های بزرگ را از دست ندهید.

هنگام جست‌وجوی فرصت‌ها جای شما قدم بگذارد.

موفقیت و دستاوردها را وقتی می‌آیند بشناسید.

چک‌لیست

چند مورد از موارد زیر را می‌توانید ادعا کنید که پوشش داده‌اید؟

منتقل کند

به دست آورده‌اید

خلاصه هوش مصنوعی

خلاصه فصل

فصل پایانی به رشد شخصی CTO می‌پردازد: در حالی که شما تیم را رشد می‌دهید، چه کسی مراقب شماست؟ موضوعات شامل بازبینی پیشرفت شخصی، مقابله با ایمپاستر سندرم، به‌روز ماندن فنی، منتور گرفتن، بی‌نیاز کردن سازمان از خودتان و برنامه‌ریزی مسیر حرفه‌ای آینده است.

این خلاصه با کمک هوش مصنوعی بر اساس محتوای فصل تهیه شده و جایگزین مطالعه کامل متن نیست.